سرفصل‌ها
(1) - اجتماعی
(2) - خودمونی

چندي قبل
 ??? حسی غریب
بهاری غمگین
دوباره میسازمت وبلاگ


ماهها قبل
March 2005

جستجو
 

دوستان

 

3 تعداد نوشته ها
2 تعداد نظرات
زمان آخرين بروز رساني




حسی غریب - March 30, 2005 02:34 PM

باوجودی که چند روزی بیش از سال جدید نمیگذره ولی احساس میکنم تغییرات بسیاری درونم بوجود اومده حسی غریب پا به حریم تنهایم گذاشته حسی که تا بحال احساس نکرده بودم ولی با این همه فکر میکنم این حس غریب که پا به قفس تنهایم گذاشته سالها باهاش بودم وزندگی کردم گیج شدم بعضی وقتا دلم میخواد بشینم یه کناری و ساعتها به دوردست نگاه کنم کم کم اطرافیان فکر iq option app میکنن آب روغن قاطی کردم،نکنه...!(شاید)

۱-بلاخره بهار خودشو نشون داد همجا سرسبز شده طرفای ما که امسال واقعا سر سبز و دیدنی شده اگه فرصت کردین حتما یه سر بهبهان بزنید(آگهی بازرگانی)

۲-دلم میخواد شب پایانی نداشته باشه(حرف دل)

۳-هیچی رو خیلی دوست دارم(با تو بودم)

لينك ثابت | نظرات[1] | ترك بك[0]
-

بهاری غمگین - March 17, 2005 02:05 PM

< width="203">بهار داره کم کم خودشو نشون میده ولی این بهار همانند پاییز غمناک و زرد و بی روحه شاید به ظاهر سبز و خرم باشه ولی همانند بهار قبل غم سنگینی رو بروی دوش خود حمل میکنه مقصر کیه من مردم بم یا دست سرنوشت. من بخاطر اینکه بعداز این فاجعه هولناک هنوز بخودم نیامده ام ودر قبال این همه مردم داغ دیدیه بم خود را مسئول نمیدانم ،مردم بم بخاطر خواب بودن در چنین موقعه ای!یا سرنوشت که به این سادگی تغییر نمیکند واقعا مقصر اصلی معلوم نیست شاید همگی مقصر باشند.

ازاین مسئله  بگذریم چون کاریه که انجام گرفته هرچند که می شد کاری کرد که یکصدم این طلفات را نداشته باشه ولی همه چیز دست به دست دادند که هزاران خانواده داغدار وا اواره چادرها وشهرهای همجوار شوند.ولی چرا بعد از این فاجعه هنوز هیچکس به صورت جدی برای آبادکردن این شهر کهن که افتخار قدیمیترین خشت گلی دنیا رو بدوش میکشد قدم برنداشته زندگی کردن مردم بم شاید همانند مردم جنگ زده عراق یا فلسطین  باشه شایدم بدتر من نمیخوام کسی رو متهم یا سرزنش کنم ولی شرمسار میشم وقتی میبینم زندگی کردن مردم بم بعد از یکسال و اندی هنوز مثل روز اول است وهنوز خیلی ها در چادرها ونهایتا کانتینر زندگی میکنند و از نظر بهداشت در نقطه زیر صفر هستند امیدوارم هرچه سریتعر به وضع غمناکه این مردم پایان داده شود.

۱- به هرصورت مجبوریم این عید را تبریک بگیم انشاالله سال خوش و پر باری در پیش داشته باشید

۲- از داریوش جان هم تشکر میکنیم چون خیلی به ما لطف داشتند

۳-شاید سو تفاهمی پیش اومده امیدوارم تنها سوتفاهم باشه چون خیلی برام مهمه((این یکی خوصوصی بود زیاد نرو توفکرش))

 

 
لينك ثابت | نظرات[1] | ترك بك[0]
-

دوباره میسازمت وبلاگ - March 11, 2005 08:52 PM
به قولی گفتنی دوباره میسازمت وبلاگ٬حقیقتش خودم یه چند مدتی از وبلاگ خسته شده بودم که تقریبا یه ماه وبلاگ بطور ساکن بود تا اینکه به سرمون زد خواستم کلا وبلاگ رو به یه وب سایت تبلغاتی تبدیل کنم که فکر کنم همش یه ۱۰ لینکی گذاشتم  بعدش دیگه ولش کردم چون حقیقتا کار یه آدم بیکار بود که صبح تا شب بشینه پشت کامپیوتر و اینترنت نه من که دو تایم سر کارم خلاصه بعداز یکی دوماه ساکنی وبلاگ بازگشتم چون واقعا دلم تنگ شده بود واسه نوشتن خلاصه هرجوری هست ما را تحمل کنید. 
لينك ثابت | نظرات[0] | ترك بك[0]
-